بهمن ۲۹، ۱۳۹۰

آیا اگر انقلابی در ایران شود واقعا ارمغان این انقلاب حقوق بشر و دموکراسی خواهد بود !؟

اگر جنبش سبز و اپوزسیون های مخالف جمهوری اسلامی که همگی در این راه در حد خود شکنجه شده و کشته داده اند به فرض محال متحد شوند برای تغییرات بنیادین و بنوعی انقلاب در ایران و سرنگونی این نظام؛ آیا این انقلاب ارمغانش حقوق بشر و دموکراسی خواهد بود !؟ و فردای انقلاب دوباره حمام خون راه نخواهد افتاد!؟ آیا سلطنت طلبان و بسیجی ها و شورای سبز امید و ملی ها و ...و...حاضرند همدیگر را بپذیرند و به هم این حق رو بدهند که در مجلس بعنوان مثال نماینده داشته باشد گروهی که 30 ساله دارند با هم می جنگند و همدیگر رو به خیانت متهم می کنند!؟
آیا واقعا ما به این سطح از صبر و خودداری رسیده ایم که حق داشتن حزب و روزنامه به مخالفین دو آتشه خود بدهیم!؟ مخالفی که 30 ساله گروه و حذبش را به خیانت و آدم کشی متهم می کنیم و جیره خوار دنیا و اروپا و غرب یا جمهوری اسلامی می دانیم یا واقعا معتقدیم این ها فقط دنبال منفعت و قدرت خودشون هستند !؟

واقعا این مخالفین دو اتشه که هر چیزی رو نثار هم میکنند میتونن بپذیرند که مخالفشون هم حق دارد حرف بزند حذب داشته باشد و از تمام حقوق بشر و قانونی فردای ایران به همون اندازه برخوردار باشد!؟
بنظرم اینچنین نیست؛ ما مردم آنچنان عصبی و عصبانی هستیم و شدیم  که اگر خدای نکرده جمهوری اسلامی با انقلابی جدید از بین برود فردای انقلاب خیلی از مردم دنبال کشتن محالفین خود هستند و چه بسا خونین ترین انقلاب تاریخ بشری رخ دهد!
خیلی جا داره که جامعه ایرانی نگاه و مطالعه و فهمش را از مفاهیمی مثل حقوق بشر و عدم قضاوت کردن دیگران و انتقاد منصفانه از مخالفین، و احترام به حق ذاتی همه انسان ها بالا ببرد!

جا دارد این سخن یکی از پیشروان مبارزه بدون خشونت یعنی گاندی را مرور کنیم که گفت: "من با تمام وجودم با فکر و ایده و سیستم و سازمان دولت انگلستان و با "فکر و ایده و عقیده " متجاوزان و مزدوران و آدم کشان تا پای جانم می جنگم ولی حاضر نیستم خون از دماغ یک انگلیسی یا یک مزدوری که وابسته با این سیستم هست، بریزد!"
بنظرم خیلی جا داره که راجع به این قضیه مطالعه کنیم و فهم و بینش خودمون رو بالا ببریم و هنوز ما ایرانی ها و حتی قشر پیشرومون خیلی جا داره که به این درک برسیم...این درکی که، خواست ما به هیچ عنوان نتنها نباید مرگ و یا شکنجه ی حتی خیلی کم کسانی که حالا بقول خودمون ادم كشتى باشه
یادمون باشه حقوق بشر وحقوق انسان طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر چیزی نیست که منحصر به گروه یا عده ای باشد یعنی همین که به لحاظ بیولوژیک کسی انسان متولد شده باشد دارای این حقوق هست و تحت هیچ شرایطی حتی اگر هزاران نفر را هم کشته باشد و یک ملت و مملکت را هم هزاران سال به عقب برده باشد و از همه لحاظ ویران کرده باشد ما حق نداریم حقوق انسانی این آدم را از او بگیریم وگرنه در اعلامیه جهانی حقوق بشر حتما استثنایی می آمد که نیامده هست پس ما فارق از هر زبان و نژاد و سخن و دین و مذهب و مرام و گروه و بیگناه یا گناهکار بودنمون در این حقوق برابریم؛ یعنی همه باید به حقوق هم احترام بگذاریم و تا جايي كه حتي اگر گروهی به حقوق ما احترام نگذاشتند ما باید به حقوق آنها احترام بگذاریم.
به پایان آمد این نوشته و حوصله بنده ولی حکایت همچنان باقی!



دی ۱۶، ۱۳۹۰

مرگ حاجی بخشی و بسیجی ها؛ و قاتلین و متجاوزین... حتی جنتی و مصباح و مرتضوی و طائب مشکل ما نیست!

امروز تشیع جنازه حاج بخشی پیرمرد جبهه های جنگ بود که این اواخر معتقد به مبارزه عملی یا حجاب جوانان و آزار و شکنجه کسانی که از قانون سرپیچی می کنند بود.
این روزها خیلی ها خوشحالند که او مرد و به او فحش می دهند، اما من نه!
دوستان حذف آدم ها مثل حاجی بخشی و بسیجی ههای دیگری شبیه او ریشه مشکلات ما نیستند
مرگ دیکتاتورها و متجاوزین و قاتلینو حتی اگر ثابت شود بودند هم مشکل ما را حل نمیکند، چون او برون فردی جدید جای او را می گیردو این داستان ادامه دارد.م
بگذریم از اینکه چه بسا اگر او در خانواده ای دیگر و یا در کشوری دیگر ویا با دید دیگری بدنیا می آمد و یا اتفاقاتی دیگر در زندگی اش پیش می آمد متفاوت با آنچه بر او گذشت و با کسانی متفاوت بزرگ میشد هرگز آنی نمیشد که هست، بیاییم ریشه ای به مساله نگاه کنیم  تا مشکلاتمون ریشه ای حل شود!
عامل این همه بدبختی فقط و فقط طرز فکر خود ما مردم هست.

همیشه اینجور انسان های بدبخت زیاد هستند و توسط رژیم با این بودجه های تریلیاردی جذب خواهند شد و این سیستم میچرخه.
بنظرم در برخورد با اینگونه انسانها در فامیل, مدرس، کلاس، دانشگاه، سر کار و ... آگاهی رسانی و تحمل در مواجهه با اینگونه افراد بنظرم خیلی کارآمد تر از جنگ و فحش وبدبیرا به اونها دادن باشه(حتی اگر دلمون پر باشه و مستحقشون باشه).
امیدوارم این پیام را داده باشم که جنگ ما و مشکل ما ولایت فقیه و حکومت مذهبی هست نه هیچ شخص و گروهی وابسته به آن؛

به امید آزادی تمام ایران و ایرانیان حتی جوانان بیسواد و باسواد! چرا که در نهایت صلاح همه ایرانیان در این هست که به همدیگر عشق بورزیم و همیدگر را دوست بداریم و به هم کمک کنیم.
شاد باشید و روز بخیر

فروردین ۲۴، ۱۳۹۰

نگاه نابرابر وغیرانسانی به زن در ادبیات و اشعار شاعران بزرگ از جمله«نظامی گنجه ای»، نویسنده «خسرو و شیرین» !

دوستی ازم پرسید چطوری میشود مردمی چنان با فرهنگ و با ادبیات پر سابقه اینقدر نسبت به زنان در ایران جفا میکنند و قوانینشان ضد زن هست گویی زن را اصلا انسان نمی پندارند ...!
یاد حرف شاملو افتادم که میگفت سراسر تاریخ جهل است و جهل و باید همه چیز را دور انداخت و از نو نگاه کرد...
آری ادبیات ایران هم پر است از تناقضات مثلا همین نظامی گنجوی که همه داستان های خسرو شیرین یا هفت پیکرش را در زمان دبیرستان در ادبیات خوانده ایم را اگه آثارش را دوباره بررسی کنیم بنظرم چیزی نبام عشق فقط حرف مفت بوده و اصولا عشق مال دو انسان بالغ و آگاه هست که به برابری اعتقاد داشته باشند نه آدمی که برای رفع نیازش شیفته کسی میشود...!
گفتم چند نمونه از اشعار همین مرد بزرگ تاریخ ادبیات ایران رو در اینجا بگذارم بلکه اینقدر به خود نبالیم و بقول شاملو و یا در واقع کانت شک کنیم و از نو شروع کنیم ... ولی اینبار با استفاده از دانش و عقل و مفتخر علم و دانش عقل باشیم نه سنت و ادبیات اشتباهمون! چرا که تولد و پیشرفت بشر و هر جامعه ای با نقد تاریخ و ادبیات و بدیهی ترین اعتقادات خود میسر میشود!
نظامی گنجه ای، شاعر بزرگ و نویسنده «خسرو و شیرین» و «هفت پیکر» که آنهمه صحنه های عشقبازی و هماغوشی مرد و زن که زیباترین وهوس انگیزترین توصیفها را کرده است، در عین حال معتقداست که :

مزن زن را ولي چون بر ستيزد
چنانش زن كه هرگز برنخيزد
***
سمن نازک و خار محکم بود
که مردانگی در زنان کم بود
***
زن از پهلوی چپ  گویند برخاست
نیاید هرگز از چپ راستی راست
***
زنان مانند ریحان سفالند
درون سو خبث و بیرون سو جمالند
نشاید یافتن در هیچ برزن
وفا در اسب و در شمشیر و در زن
***
در خانه گنجشک سر مار که ديد
اسپ و زن و شمشير وفادار که ديد
***
زن  گر  نه  یکی ، هزارباشد
در عهد    کم   استوار  باشد

چون  نام   وفا  و عهد  بستند
بر  نام   زنان   قلم   شکستند

زن  دوست  بود  ولی  زمانی
تا  جز  تو   نیافت   مهربانی

چون   در  بر  دیگری  نشیند
خواهد   که   دگر  ترا   نبیند

زن راست نبازد آن چه  بازد
جز رزق  نسازد آن چه سازد

بسیار   جفای   زن    کشیدند
 در   هیچ    زنی   وفا    نیدند

زن چیست ؟ نشانه گاه نیرنگ
به ظاهرصلح  و درنهان  جنگ

در  دشمنی  آفت  جهان است
چون دوست شود بلای جان است

چون غم خوری او نشاط گیرد
چون شاد  شوی  ز غم بمیرد
***
اینست نگاه اصلی به زن در تاریخ و ادبیات ایران:

زن آن بِه که در پرده پنهان بود
که آهنگِ بی پرده افغان بود!

چه خوش گفت جمشید با رایزن
که یا «پرده» یا «گور» بِه جای زن!


اسفند ۰۹، ۱۳۸۹

خشم، سفسطه، منطق ضعیف و بی انصافی دردآور ما ایرانی ها

 سفسطه ای که بعضی ما میکنیم که هر کی در گذشتش اشتباه یا جنایتی کرده تا ابد منفور و ملعونه و همیشه باید باهاش مخالف باشیم و به خاطر گذشتش تا ابد بزنیم تو سرش و  حتی اگه داروی نجات یا حرفی درست میزنه حاضریم بمیریم و در اسارت و بدبختی خودمون و کشورمون رو نگه داریم ولی خشم گذشتمون رو فراموش نکنیم ، من موندم واقعا چرا ما ایرانی ها فکر میکنیم مجازات یعنی عدالت و احقاق حقوق!!!
یادمون باشه همه ی آدمها اشتباهات و طرز فکرهای بدی داشته حداقل در یک برهه زندگیوشون داشته اند و با این استدلال  میشه همه آدمها را محکوم کرد و در نهایت به این نتیجه های عجیب غریب رسید که ما ایرانی های ژنمون خرابه و هیچوقت ایران درست نمیشه و این حکونا از سرمونم زیاده...
بزرگترین خدمت به این مملکت اضافه کردن 4 واحد درس منطق و استدلال هست به لیست درسی همه ی رشته های تحصیلی
واقعا ما ایرانی ها خیلی آبکی و بی منطق همدیگرو محکوم میکنیم نحوه استدلال ما شاهکاره!
مثال نوشته الان همین آیت الله صانعی و موسوی و ... که در زندان و حصر و شکنجه به سر می برن
حاضر نیستیم تحت هیچ شرایطی  تمجید کنیم چون در گذشتشون کاری کردن که به زعم ما اشتباه بوده دیگه بدون توجه به بقیه مسایل  قسم خوردیم تمام خدماتشون رو تا آخر عمر ببریم زیر سوال!   متاسفانه استدلال و بخشش که شرط پیشرفت هست رو بعضی مون کامل درک نکردیم
 به قول شاعر عزیز فریدون مشیری در شعر معروف گرگ؛ ما آدما هممون یه گرگ درون خودمون داریم که تا نابودش نکنیم اون ما و همه رو نابود میکنه و ...
انسان واقعی کسیه که به گرگ درونش غلبه کنه و کار های اشتباه گذشته خودش و همه ی آدم ها رو ببخشه
چرا که درقدیم میگفتند انسان ها جایز الخطا هستند و امروز می گویند انسان حتمی الخطاست
بعدشم ما نمیتونیم بگیم چون در گزشته و زمان کسی اتفاقی ناگوار و یا جنایتی رخ داده 100% مقصر اون آدمه و از قصد تصمیم داشته که جنایت کنه با آدم بکشه...
شمایی که داری این مطلب رو میخونی خودت و الان به کسایی که طرز فکر اشتباه در حدی که باعث کشتن بقیه آدم ها میشه  فحش میدی
از خودت مطمئنی که هیچوقت این طرز فکر رو نداشتی؟ یا طرز فکری که به بقیه صدمه بزنی نداشتی؟
بالفرض به این حد نداشتی، ولی واقعا میتونی مطمئن بگی که اگه در شرایط خانوادگی و تربیتی اون بودی همچین آدمی نمیشدی؟
واقعا اگه بیایم با خودمون صادق باشیم در نهایت وجودمون از خشم خالی میشه و من واقع بینانه تر با مسائل و آدم ها برخوذد میکنیم
البته اینم در پایان بگم اگه کسی ظلمی میکنه مقصر اصلی 50% اون ادمهایی هستند که ظلم را پذیرا هستند
منتها کسانی بدلایلی در موقعیت هایی بوده اند که اشتباهتشون بیشتر خسارت زده مثل اینکه من که اقتصاد نمیدونم شما اگه وزیر اقتصاد بکنین یا بگزارین بمونم و صدمه بزنم شما هم مقصرین که عذاب میکشید از وضع اقتصادی بد حاکم... بنظر من در ایرانی آزاد، باید به حيوانات احترام گذاشت!



کل نماهای صفحه